به گزارش سینماپرس، پیمان عباسی فیلمنامهنویس سینما و تلویزیون در گفتوگو با ایلنا، درباره امکان ارتباط مخاطبان نسل جوان با تولیدات صداوسیما اظهار کرد: من بر این عقیدهام تا زمانیکه مسئولان فعلی در صداوسیما هستند ارتباط نسل جوان با آثار تلویزیون امری محال است. دیدگاه رادیکال این دوستان فضایی بسته و تک بعدی ایجاد کرده که با جامعه امروز ایران در تضاد است و تلویزیون را به تریبون قشری خاص از جامعه تبدیل کرده است.
عباسی تصریح کرد: تا زمانی که این سیاستگذاری تغییر کند، مدیران تغییر نکنند و افرادی با زاویه دید وسیعتر در سمت مدیر قرار نگیرند هیچ اتفاقی رخ نمیدهد. مدیران امروز به شکل عجیبی فضا را بسته کردهاند به طوری که حتی سریالهای سالهای قبل که در تلویزیون پخش میشدند هم ساختشان دیگر غیرممکن است، امروز محال است که سریالی مثل «بچههای نسبتاً بد» که من نویسندهاش بودم یا سریالهای دیگری مثل «پهلوانان نمیمیرند» و «مدار صفر درجه» ساخته شوند چون ساخت این سریالها با دیدگاه و ایدئولوژی این مدیران همخوانی ندارد.
این نویسنده در ادامه گفت: در نشستی که چند وقت پیش با برخی مدیران تلویزیون داشتم برایم عجیب بود که گویی این مدیران فقط کارشناسان مذهبی هستند و چرا در سمت مدیر رسانه قرار گرفتهاند، به نظر میرسد تخصصشان فقط در مسائل شرعی است و معلوم نیست چرا در چنین جایگاهی قرار گرفتهاند و چه شناختی از رسانه دارند.
وی افزود: با مدیران فعلی تلویزیون اصلاً نمیتوان درباره رسانه، درام، فیلمنامه و... صحبت کرد، با هیچ توضیح تخصصی قانع نمیشوند. ما به عنوان فیلمنامهنویس مجبور به صحبت با کسانی هستیم که ده فیلم مهم تاریخ سینما را هم ندیدهاند اما درباره آثار ما نظر میدهند. مشخص است که با این وضعیت تلویزیون دچار افول و شکست خواهد شد و انتظاری جز این غیرمنطقی است.
نویسنده سریال «داستان یک شهر» تصریح کرد: به عقیده من اگر آمریکا و اسرائیل میخواستند میلیاردها دلار هزینه کنند تا میزان مخاطبان تلویزیون کاهش پیدا کند به شکلی که اکثریت مردم از دیدن این رسانه فراری شوند، نمیتوانستند به اندازه مدیران فعلی تلویزیون موفق باشند. امروز بسیاری از مردم حتی در تلاش هستند تا رسانهای پیدا کنند که حتی مسابقات فوتبال را هم از تلویزیون نبینند. اینکه مخاطب احساس کند این رسانه مدام دارد برای اینکه او چه ببیند و چه نبیند برنامهریزی میکند و تمام دغدغهاش همین مسئله است، احساس میکند که به شعور، سلیقه و انتخابش توهین شده و قطعاً سعی میکند دیگر به این رسانه رجوع نکند.
عباسی تأکید کرد: تلویزیون قطعاً میتواند ارتباطش را با مردم ترمیم کند و عملکردی داشته باشد که مردم در اقشار مختلف دوباره برنامههایش را ببینند. از همین تلویزیون سریالهایی مثل «سلطان و شبان»، «هزار دستان» و حتی آثاری چون «نرگس» پخش شده که سریالهایی خیابان خلوتکن بودند. زمانی برای جذب مخاطب با سریالهای ماه رمضان در تلویزیون بین شبکهها رقابت بود، حتی بسیاری از زنانی که فوتبال نمیدیدند هم برنامه «نود» عادل فردوسیپور را میدیدند و تلویزیون واقعاً یک رسانه محبوب بود اما امروز اینگونه نیست.
وی افزود: قطعاً جذب مخاطب امروز برای صداوسیما خیلی سخت است اما کافی است سرمان را به سمت پلتفرمها برگردانیم، مردم این سریالها را میبینند، دربارهاش در جامعه بحث میشود و خیلی راحت میتوان فهمید که مردم برای دیدن چه آثاری شوق و انگیزه دارند. موفقیت پلتفرمها نشان میدهد که ما در جمهوری اسلامی نمونهای موفق داریم که میتواند الگوی تلویزیون باشد و به نظر من کافی است تلویزیون در بحث تولیدات نمایشی به سمت پلتفرمها برگردد و آنها را الگو قرار دهد، افراد موفق و کارکشته را فراری ندهد، کاری نکند فردی چون رامبد جوان که سالها برنامه پرمخاطبی چون «خندوانه» را روی آنتن میبرد به نمایش خانگی برود و «کارناوال» را بسازد. تنها نسل باقیمانده از آثار مخاطبپسند صداوسیما «پایتخت» است که هر چند سال یک بار فصل جدیدی از آن ساخته میشود. بنابراین اگر دست فیلمنامهنویسها و تولیدکنندگان آثار را باز بگذارند همچنان امکان این وجود دارد که مخاطب به دیدن آثار تلویزیون ترغیب شود.
عباسی با اشاره به اینکه فضای مجازی بر ذهن مخاطب تأثیر گذاشته و دیگر با قواعد گذشته نمیتوان ارتباط چندانی شکل داد، گفت: از زمانیکه فضای مجازی وارد زندگی انسان شد مسیر نگرش افراد تغییر کرد و نسل جوان هم در همان مسیر قرار گرفت و به سمت دیگری رفت. آنچه که باید اتفاق میافتاد این بود که تلویزیون با نسل جوان همراه شود و به آن سمت برود اما تصمیمی که مدیران گرفتند این بود که مسیر سابق را حفظ کنند و در واقع جوانان و صداوسیما در دو مسیر جدا از هم قرار گرفتند و از هم دور شدند. طبیعتاً پدیدههای جدید برای نسل جوان جذابتر هستند و سرعت تلویزیون به اندازه فضای مجازی نیست و نمیتواند به آن برسد و خیلی منطقی است که مخاطب را از دست بدهد.
وی افزود: اما این قاعده را نمیتوان مختص همه تلویزیونهای سنتی دانست و گفت که این وضعیت جهانی است؛ سریالهای تلویزیونی کشور ترکیه همچنان پرمخاطب هستند و این موفقیت در حدی است که حتی ما هم مخاطب آثار تلویزیونی آنها هستیم. امروز همه تلویزیونهای ملی دنیا با برنامهریزی دقیق خود را در مسیری قرار دادهاند که مخاطب از دست نرود اما مدیران تلویزیون ما افق دید وسیعی ندارند و به راحتی مخاطب و به خصوص نسل جوان را از دست میدهند.
عباسی خاطرنشان کرد: در جام جهانی فوتبال برنامههای مختلفی مربوط به این رویداد ورزشی ساخته شد، بسیاری از برنامههای ساخته شده در پلتفرمها بازخوردهای بسیاری در جامعه داشتند و مشخص بود که مخاطب دارند اما تمام دغدغه تلویزیون در برنامههای ویژه جام جهانیاش این بود که تماشاگران را سانسور کند تا مبادا کسی تصویری ببیند که مطلوب نظر آنها نیست. تا زمانی که تلویزیون درگیر چنین موضوعاتی است هر روز از مخاطب دورتر و دورتر میشود.
این نویسنده تأکید کرد: من بر این عقیدهام که مدیران فعلی صداوسیما رویکردشان را به هیچوجه تغییر نخواهند داد و همین مسیر را ادامه میدهند. همین حالا ما در رسانه ملی مرکز فیلمنامه داریم که آنجا دفترچهای دارند متشکل از ۳۶۰ سرفصل که به فیلمنامهنویسها میدهند و میگویند ما میخواهیم درباره این موضوعات اثر ساخته شود. اگر به عنوان یک فیلمنامهنویس این دفترچه و سرفصلها را بخوانید از میزان حیرت دچار سرگیجه میشوید، دغدغههای دوستان واقعاً بیربط به جامعه است و دستورالعمل محتوایی که مدنظر دارند حتی در بخشهای کودک و نوجوان هم در راستای تبلیغات یک سری موضوع و مفهوم است که اصلاً نمیتواند برای مخاطبان امروز ایرانی جذاب باشد. این دفترچه در نطفه خلاقیت را خفه میکند و اجازه مطرح شدن طرحهای جدید و جذاب برای نسل جوان را نمیدهد و تا زمانی که قرار باشد تولیدات بر اساس آن رقم بخورد هیچ اتفاق خاصی در تلویزیون رخ نخواهد داد.
عباسی در ادامه تصریح کرد: جامعه ما امروز با مشکلات اقتصادی شدیدی روبرو است، من به یکی از همین دوستان صداوسیما گفتم مردم غم نان دارند و من میخواهم قصهای درباره این موضوع بنویسم اما به من گفتند که این موضوع در اولویت ما نیست، رسالت ما این است که فرهنگسازی کنیم و به همین سرفصلهای مطرح شده بپردازیم؛ ما این آثار را میسازیم و مردم هم در نهایت مجبور میشوند که این سریالها را ببینند. این تصور غلطی است، مردم دیگر مجبور نیستند که تلویزیون ببینند، حق انتخاب دارند و به سراغ تلویزیونها و رسانهها و محصولات دیگر میروند.
این نویسنده در پایان گفت: من معتقدم که اگر همین امروز آقای جبلی از سمت مدیریت کنار برود و به جای ایشان فردی همفکر آقای ضرغامی قرار بگیرد، در مدتی کمتر از یک سال تعداد مخاطبان تلویزیون بیشتر خواهد شد، مدیری که مناسبات رسانه را بشناسد و جامعه را نادیده نگیرد میتواند تلویزیون را دوباره به رسانهای پرمخاطب تبدیل کند.
ارسال نظر